حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اسوه حیات زیبا (بخش چهارم)

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اسوه حیات زیبا (بخش چهارم)

سرگروه عزیز؛ ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این مناسبت این فراز برجسته از زندگی آن حضرت که بیشتر کاربردی و عملی است، برای متربیان ذکر بفرمایید:

ادامه مطلب

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اسوه حیات زیبا (بخش سوم)

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اسوه حیات زیبا (بخش سوم)

سرگروه عزیز؛ ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این مناسبت این فراز برجسته از زندگی آن حضرت که بیشتر کاربردی و عملی است، برای متربیان ذکر بفرمایید:

ادامه مطلب

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اسوه حیات زیبا (بخش دوم)

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اسوه حیات زیبا (بخش دوم)

سرگروه عزیز؛ ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این مناسبت این فراز برجسته از زندگی آن حضرت که بیشتر کاربردی و عملی است، برای متربیان ذکر بفرمایید:

ادامه مطلب

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اسوه حیات زیبا (بخش اول)

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اسوه حیات زیبا (بخش اول)

سرگروه عزیز؛ ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت زهرا ) سلام الله علیها ( در این مناسبت چند فراز برجسته از زندگی آن حضرت که بیشتر کاربردی و عملی است، برای متربیان ذکر بفرمایید:

ادامه مطلب

زهد حقيقی

زهد حقيقی

علي (ع) بعد از خاتمه جنگ جمل وارد شهر بصره شد. در خلال ايامي كه در بصره بود، روزي به عيادت يكي از يارانش، به نام علاء بن زياد حارثي رفت. اين مرد، خانه مجلل و وسيعي داشت. علي همين كه آن خانه را با آن عظمت و وسعت ديد، به او گفت: اين خانه به اين وسعت، به چه كار تو در دنيا مي خورد، در صورتي كه به خانه وسيعي در آخرت محتاج تري؟!

ادامه مطلب

صبر، رضا و تسلیم

صبر، رضا و تسلیم

وقتی می‌گویند فلانی آدم صبوری است، اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد این است که در برابر مشکلات و سختی‌ها تحمل دارد و نه از کوره در می‌رود، نه ناراحتی‌اش باعث می شود گله و شکایت کند و بر سر خدا یا خلق خدا فریاد بکشد. این طبیعتا بخشی از معنای صبر است که بسیار هم توصیه شده است. ادامه مطلب

دوستی با خدا

دوستی با خدا

جورج یک كوهنورد بود كه مي‌خواست بلندترين قله را فتح كند. بالاخره بعد از سال‌ها آماده سازي خود، ماجراجويي‌اش را آغاز كرد. اما از آنجايي كه آوازة فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود و گروهش را با خودش نبرد. او شروع به بالا رفتن از قله كرد، اما دير وقت بود و به جاي چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اينكه هوا تاريك تاريك شد.

ادامه مطلب

توکل

توکل

1. این همه هیزم!
از هیچ چیز نمی‌ترسید. با این‌که می‌دانست مردم می‌فهمند کار اوست، اما چون به حقانیت کارش ایمان داشت رفت و بت‌ها را شکست. مردم که از جشن خارج شهر برگشتند. به آنها طعنه زد که کار بت بزرگ است. خودش هم از قبل تبر را روی دوش آن بت گذاشته بود. همه گفتند از بت کاری بر نمی‌آید. او هم گفت چطور چیزی را می‌پرستید که کاری از او بر نمی‌آید؟! با این حال به زندان افتاد. ادامه مطلب